محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
46
اكسير اعظم ( فارسى )
علاج اوجاع مفاصل ريحى گلقند چهار توله در گلاب و عرق باديان هر يك نيم پاو جوش داده صاف نموده بنوشانند و غذا شورباى دراج و لوه با نان دهند و بجاى آب عرق باديان بدهند و بعد از نضج تنقيه به مسهل بلغم و يا بنهجى كه در ريح البواسير گذشت به اضافهء سورنجان نمايند و بعد از تنقيه مقل يك ماشه در معجون سورنجان نه ماشه آميخته بليسانند و بالاى آن عرق صعتر پنج توله نوشانند و جوگراج را در اين باب اثر عظيم است و نسخه آن در علاج وجع مفاصل بلغمى گذشت و معجون سورنجان همراه مدرات حاره مثل شيره باديان و انيسون و تخم كشوث و زيره سياه و شربت بزورى حار معمول است و روغنهاى مقوى محلل مانند روغن گل و بابونه شبت بمالند و خوردن معجون كاسر رياح نيز مفيد و در بياض اوستاد مرحومى مرقوم است كه اگر برگ و شاخ آگ صاف كرده در ظرف گلى زير و بالا نهاده در ميان آن قدرى گندم نهاده به آتش نرم بپزند چون پخته شود گندم برآورده خشك نموده آرد نمايند و به قدر كف دست به آب خورده باشند براى درد ريحى هرجا كه باشد نافع و اين انكباب براى درد ريحى نيز مفيد است برگ سرس سنبهالو برگ كرنجوه برگ سهجنه جوش داده انكباب نمايند . و اگر عود غرقى سنبل الطيب زرنباد اسگند ناگورى بهنگره مشك كوت زردچوب دارهلد آرد دال عدس جمله سوده خشك بمالند و يا در روغن بابونه آميخته مالند و بالاى آن پنبه كهنه بندند براى درد ريحى در هرجا كه باشد مجرب است . و ايضاً براى درد ريحى كه در جوف يا پيوند عضو دفعهً درآيد و درد شديد پيدا كند زنجبيل ريشهدار باريك سوده خشك مالش كنند و اگر نصف وزن آن گل بابونه آميخته بمالند نافعتر بود و اگر به روغن بابونه آميخته بمالند اولىتر باشد و بعد مالش از پنبه يا پارچه ببندند . و اگر كايپهل اجمود برابر سائيده همچنان خشك بمالند و بالاى آن پنبه كهنه بپيچند جهت درد مفاصل مفيد است و براى درد ريحى كه از آن دست و پا مىماند مرچياگند و نمك شور هر دو به آب سائيده جوش داده ليپ سازند و بر آن برگ ارند نهاده پنبه پيچيده ببندند و در هوا گشاده نسازند و تا سه روز به عمل آرند كه مجرب حكيم ارزانى است . روغن زنجبيل كه جهت وجع و صلابت مفاصل و درد رياح غليظ مجرب است روغن كنجد پاو سير به آب زنجبيل تازه يعنى ادرك دو سير بجوشانند تا كه آب جذب شده روغن بماند . روغن ديگر كه باد گرفته و معطل شده را مجرب است روغن السى روغن سرشف روغن بيد انجير روغن كنجد هر يك نيم پاو آب دهتوره با بيخ و برگ و بار كوفته گرفته برابر جمله يعنى نيم آثار به هم آميخته به آتش نرم بجوشانند تا روغن بماند بر عضو ماؤف سه صد كرت بمالند و بالاى آن برگ دهتوره يا برگ ارند يا برگ آگ بربندند . ضماد براى درد ريحى عاقرقرحا كايپهل اجواين خراسانى زنجبيل نركچور سائيده به روغن بيد انجير ضماد كنند ديگر كه اوجاع اورام ريحى مفاصل را نافع است جدوار بيش اتيس بيخ كدوى تلخ كه بهندى بكهمه نامند كالى زيرى جوزبوا افيون زنجبيل كچله مساوى كوفته بيخته كچله را سوده به آب برگ دهتوره سرشته ضماد نمايند . و اگر توانند در آفتاب نشينند تا خشك گردد بهتر و الا شب ماليده برگ بيد انجير گرم كرده بر آن بسته بخوابند و بعد از خشك شدن به آب گرم بشويند . ديگر درد اعضا را كه به سبب باد بواسير بهم رسد و جهت كزاز مجرب است فلفل دو جزو قاقله نوشادر هر يك سه جزو زنجبيل يك جزو سورنجان پانزده جزو روغن گردكان بست جزو موم زرد بيخ جزو در نسخه ديگر حلبه پنج جزو نيز داخل است و هرچه در علاج وجع مفاصل بلغمى مذكور شد حسب حاجت استعمال نمايند و علاج رياح افرسه جدا مسطور گرديد . شيخ مىفرمايد كه علاج مفاصل ريحى مثل علاج حدبهء ريحى باشد و آنچه در آن مع مانع تسكين درد به تخدير است اين است كه بگيرند فوه و نانخواه و جنطيانا و زراوند و پودينهء و تخم حنا و سورنجان و بوزيدان و ماهيزهرج و مغاث اجزاى مساوى افيون نصف يك جزو شربتى تا دو درم علاج تحجر مفاصل بدان كه چون بر اصحاب مفاصل زمانهء دراز گردد ماده اندر پيوندها متحجر شود و تعقد و صلابت پديد آيد و اين يا به سبب رداءت ماده منصبه چون غليظ بارد لزج مىباشد و يا از سوء تدبيرى معالج كه در ابتدا اضمدهء بارده و مخدره و يا محلله و يا مدرات و يا مسهلات قويه پيش از نضج ماده استعمال كرده باشد و گاه اين تحجر بمرتبهء مىرسد كه بيمار حركت مطلقاً نتواند كرد . و اكثر مفاصلى كه بعد زوال آتشك افتد تحجر در آن پديد مىآيد بالجمله بعد تنقيه موضع را به ادهان و شحوم و لعابات گرم بمالند و يا انجير مطبوخ و آرد حلبه و اكليل و بابونه طلا كنند و يا اول حمام مرطب متواتر استعمال نمايند و در آنجا نشسته روغنهاى مرطبه و محلله مانند روغن زيت و زنبق و سورنجان بمالند و جهت حصول نضج مواد اين مطبوخ دهند سورنجان شيرين گل بنفشه گلگاوزبان بسفايج افتيمون بادرنجبويه عنب الثعلب برگ شاهتره گل سرخ هر يك هفت ماشه بوزيدان انيسون درونج عقربى هر يك چهار ماشه گلقند چهار توله و غذا صبح نخود آب مرغ تنها دهند و وقت شام نان با شوربا خورانند تا پانزده روز و روز شانزدهم بعضى ادويه مسهله مانند برگ سنا و هليله سياه هر واحد يك و نيم توله مويز منقى دو توله تربد سفيد ريوند خطائى هر يك نه ماشه زنجبيل سه ماشه خيارشنبر هفت توله ترنجبين شش توله روغن بادام هفت ماشه در مطبوخ اضافه نمايند ليكن وقت شب حب سورنجان و يا ايارجات كبار نه ماشه خورانند و عوض آب بر عرق گاو زبان اكتفا ورزند و وقت دو پهر نخود آب چوبه مرغ دهند و وقت شام نان با شوربا خورانند و روز هفدهم اين تبريد نوشانند سورنجان شيرين دو ماشه مصطكى يك ماشه در جوارش عود شيرين و خميره ابريشم ساده هر يك شش ماشه آميخته بليسانند بعده سورنجان شيرين بادرنجبويه هر يك هفت ماشه